۱۳۸۷ بهمن ۱۹, شنبه

بابک

همین که هست خیلی بابکو دوست داره . منم خیلی علی رو دوست داشتم. 

ولی حالا دلم نمیاد حتی ببینمشش. برام غریبه شده نمیدونم چرا؟؟


در کنج دلم مهر کسی خانه ندارد

کس خانه در این منزل ویرانه ندارد 

دل را به کف هر که نهم باز پس آرد

کس تاب نگهداری دیوانه ندارد

۱۳۸۷ بهمن ۱۵, سه‌شنبه

پسر شیرین

سلام.
حکیمی را گفتم(فاروق) اندر احوال این وبلاگ ما چه عیب دیدی که مارا لینک ننمودی و او گفت  " لینکت کردم  چرا عصبانی ای". تمنا کردم وقتی بگذار و پسر شیرین را بخوان،ذ اندرز داد که همه ابعادش نیکوست جز آنکه هنگام کامنت گزاردن باید حتما مشترک ورو پرس گردی یا گشته بودی از قبلترها. این سخن بس مرا سنگین آمد و نهادم را دگرگون ساخت  و ما نیز بلاگر نشین شدیم چنانکه میبینی . ولی البته ملک و املاکمان  را در ورد پرس هنوز داریم اگر مالیات به این دو نبندند.